بیشتر از 6 ماه شده که ننوشتم.ترجیح دادم فقط تماشاچی باشم.دنیا همانطور که بوده نیست مزخرفتر شده.داعش و اسرائیل نسل کشی میکنند.هواپیماها سقوط میکنند ادمها می میرند تولید کننده های روغن پالم و و ایتکس و لابد اگر جواب نداد در گام بعدی سیانور توی لبنیات میریزند .مجلسی ها هرکاری میکنند تا حال دولتی ها رو بگیرند و...

هر روز از خانه بیرون میزنم ظهر یا بعد از ظهر برمیگردم.آشپزی میکنم.گزارش مینویسم برنامه ریزی برای کارهایی که هرگز انجام نخواهیم داد میکنیم .میخوابیم و فردا دوباره می آید.نفس زندگی کارمندی همین است حتی اگر خودت کارمند نباشی اصلا یک نفر کارمند کافی ست کل خانواده را تبدیل به گربه های خانگی آسه برو کند،که اصلا هم بد نیست.

دهه ی سوم زندگی ام تمام میشود و من با اینکه قرار نیست یک آدم فوق العاده باشم یا کاری بیش از خور و خواب و خشم و شهوت و سگ دویی داشته باشم خیلی خوب کنار آمده ام.درس خواندم کارپیدا کردم ازدواج کردم و شاید روزی بچه دار شوم بزرگش کنم،پوکی استخوان و ناراحتی قلبی و یا سرطان بگیرم و بمیرم

و دنیا وزندگی ادامه دارد.خیلی هم خوب خیلی هم عالی خیلی هم نرمال.

 

/ 1 نظر / 22 بازدید