اطلاعیه 3 بهمن 1390
بسمه تعالی
ملت غیور ایران
دهنمون صاف شد
و من ا...توفیق
با یه 4 لیتری بنزین میرم دم بانک مرکزی به خدا
تبریک!دارایی هامون هم مثل خودمون دربه در و سرگردان کردید.
Simplification
زورم به نواسانات نرخ ارز و بلاهت حضرات و اوضاع به گند کشیده شده ی مملکت که نمیرسه.بذار زندگی رو خلاصه کنم تو همون ناهار درست کردن و انتظار بعد از ظهرها برای رسیدنش به خونه برای چای بعداز ظهر ...
اه از نوع جگر سوز
طلا داره رکورد میشکنه و من اه جانسوز میکشم.اخه چرا نخریدم؟چرا برای همه ننه و برای خودم زن بابام.چرا؟چرا؟چرا؟
زمانی برای رهایی
شاید قبلا هم گفته م.باید تمنای وجودت رو برای یک سری چیزها بکشی و رهاش کنی.بعد اینقدر خوب تر و خواستنی تر به سمتت میان که تصورشو هرگز نمیکردی.
وقتشه اغوش باز کنم.شاید هم بال...
از رویاها
همه بودیم.خیلی محکم بودیم.نه کسی غصه ای داشت و گریه میکرد و نه دلخوشی زیاد. جمع شده بودیم بگیم ما خیلی محکم و بی غمیم.سیگار میکشیدیم.اصلا غر نمیزدم که به نیکوتین حساسیت دارم.ضربانم هم بالا نرفت .سیگارو هم محکم میکشیدم خیلی جدی و با تمرکز،بعد گفتم:بچه ها!ما امروز همه ارومیم.بی مشکلیم.زندگی رو دوست داریم.با هم خوبیم وپشت سر هم نمیزنیم وشماها مصمم گفتید: اوهوم!*
*روایت مستقیم خواب دیشب
کندن
حس راحتی خیال بهم میده.ادمهای اطرافم شبیه خودم هستن.جاه طلب و کنده شده.ادمهایی که پنجشنبه و جمعه میکوبن میان تا یاد بگیرن و بالا برن و بقیه دنیا رو حواله بدن به همونجایی که باید.
حس رها شدن.رها شدن از کنجکاوی ها, قضاوتها ,حسادتها, کینه توزی ها و بد طینتی ها.برای مدتی ارام شدم و این ارامش رو حاضر نیستم از دست بدم حتی اگر به قیمت خراب کردن همه ی تعطیلاتم تا ابد باشه.
"هگل در جایی بر این نکته انگشت گذاشته است که همه رویدادهاو شخصیت ها ی بزرگ تاریخ جهان به اصطلاح دوبار به صحنه میایند وی فراموش کرده است که اضافه کند بار اول به صورت ترازدی و بار دوم به صورت نمایش خنده دار..."
مارکس
لحظه نگاری 8 اذر
← صفحه بعد
نظرات ()
